۱۳۸۷ اسفند ۱۰, شنبه

برگي از دفتر خاطرات خدا

شنبه : امروز در بارگاه مشغول محاسبات فیزیکی برای نصب و راه اندازی سیاره های جدید بودیم …دستور داده ایم آتش زیر گالیله را زیاد کنند تا مردک اینگونه برای ما زحمت درست نکند! مردم سرشان به کار خودشان گرم بود و یک خورشید بود و یک ماه و مقداری ستاره که چسبانده بودیم طاق آسمان ! حالا همه فضول شده اند و هر روز به یک جای کار ما سرک می کشند! چشم درست کرده اند پدرسوخته ها که ته و توی عالم را وارسی کنند! هر سوراخی می بینند این چشمشان را فرو می کنند تویش ببینند چه خبر است!دستور داده ایم در آزمایشگاه بارگاه در مورد تغییرات نسل های اخیر بندگان تحقیق کنند! چند قرنی است خیلی فضول شده اند!

یکشنبه:از صندوق قرض الحسنه بهشت تماس گرفته اند و لیست مفسدان اقتصادی را که وام گرفته و پس نداده اند اعلام کرده اند! یکی نوح است که وام برای کشتی سازی گرفته بوده و ورشکست شده ، دیگران هم ابراهیم و اسماعیل و نوادگان و نتیجه گانشان هستند که همگی سند خانه خودمان کعبه را گرویی گذاشته اند و نمی شود اقدامی کرد ، یک وام هم متعلق به محمد است که بچه کوچیکشان مهدی پول را ورداشته و در رفته است!امروز قدری کسالت داشتیم …عزرائیل را فرستاده ایم زمین مقداری شیطنت کند تا بلکه حالمان معقول شود.تعداد متنابهی از بندگان را آورده است که فرستاده ایم قسمت محاسبات …کارهای این عزرائیل هم دارد تکراری می شود! خسته شدیم از سیل و زلزله و اینها! هنوز کسالتمان برطرف نشده است!

دوشنبه: از جهنم خبر رسیده است که سوخت تمام شده است و آتشی در کار نیست ! مغضوبین به جای عذاب و آتش از شدت سرما روی ویبره هستند! ملک سوخت را احضار کردیم . نوسان قیمت جهانی نفت و تصمیمات اوپک را بهانه کرده است ! دستور فرمودیم از ذخیره سوخت بارگاه علی الحساب یک حواله صادر کنند تا اهالی جهنم دچار ذات الریه نشوند و خرج اضافی پشت دستمان بگذارند!

سه شنبه : به میکاییل چی دستور دادیم در مورد این مردک احمدی نژاد و دار و دسته اش گزارش مبسوطی تهیه کند. مثل اینکه اطلاعاتی در مورد بنده دودره بازمان مهدی دارد! آخرین بار کل باغ های بهشت را بین تعدادی از دوزخیان قولنامه نموده و فراری شده بود! خبر رسیده بود که به علم شعبده وارد شده و اصول غیب شدن از انظار را آموخته اما در اصول ظهور به مشکل برخورد کرده است!

چهارشنبه:از اداره بازرگانی بهشت تماس گرفته اند در مناطق بالانشین بهشت مومنین بر روی رودخانه شیر و عسل سدسازی کرده اند و در املاک خود دریاچه مصنوعی ساخته اند! و شیر و عسل را در مناطق پایینی سهمیه بندی کرده و به صورت یارانه ای به فروش می رسانند! و سود قابل توجهی به جیب می زنند! محتمل است ریش نداشته ملک های سازمان شیر و عسل را چرب کرده باشند! امان از دست مومنین!

پنجشنبه : وضعیت اقتصادی دربار کمی آشفته شده ،ملک اقتصاد را احضار کرده ایم ..بحران اقتصادی آمریکا را بهانه کرده است! دستور داده ایم یک فروند کارت سوخت نامحدود از سهمیه الهی خودمان برای آتش کریستف کلمب صادر کنند! هر چه آتش است از گور همین پدرسوخته در می آید!

جمعه: چند روزی است فکر می کنم نانت نبود ، آبت نبود؟! ملک و حوری ات دم دست نبود؟! خلقت این آدمیزادت چه بود دیگر؟! از روز خلقت این موجود دوپا و فضول آسایش نداشته ایم .. هر کاری برایشان می کنیم یک چیزی هم طلبکار می شوند! همیشه دنبال واسطه و پارتی هستند! جالب اینجاست که واسطه ها اعتبارشان از ما بالاتر رفته

۱۳۸۷ بهمن ۲۵, جمعه

انتظار



۱۳۸۷ بهمن ۲۴, پنجشنبه

ابراهیم نبوی از انقلاب ۵۷ چه می گوید


«در زمان پیش از انقلاب آن چیزی که مربوط به حوزه آزادی بود، مثل آزادی اجتماعی، وجود داشت. جامعه افراد را محدود نمی‌کرد. دولت هم به حوزه وسیعی از آزادی‌های فردی کاری نداشت.

اما ما به دنبال آن بودیم که به آزادی سیاسی برسیم. و هیچ کدام از آن آزادی‌های فردی، شخصی و اجتماعی را نمی‌دیدیم. فقط آزادی سیاسی برایمان تبدیل به همه چیز شده بود.

بعد برای این که به آن آزادی سیاسی برسیم هم آزادیهای فردیمان را از دست دادیم و هم آزادی سیاسی به دست نیاوردیم. و الان داریم تلاش می‌کنیم که اگر بتوانیم جامعه را به سمت اصلاحات هل بدهیم، یواش یواش سی سال بعد به آنجایی می‌رسیم که چهل سال پیش بودیم!

معمولا گفته می‌شود که هر انقلاب فرزندان خودش را می‌بلعد! انقلاب ایران نه تنها فرزندان خودش بلکه نوه رهبرش را هم می‌خورد.

در ایران، انقلاب باعث شد که دهها زندانی سیاسی آزاد شوند. بعد آنها دو گروه شدند: یا زندانبان شدند یا توسط هم سلولی‌های قبلی‌شان اعدام شدند.

شعار انقلاب «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود . آزادی به خاطر استقلال، و جمهوری به خاطر اسلامیت از بین رفت. انقلاب ایران اسلام را به تمام دنیا صادر کرد. فقط ملت خودمان بی‌دین ماند.

اعضای شورای انقلاب در سال ۱۳۵۷ افرادی بودند که امروز، در سال ۱۳۸۷ صلاحیت عضویت در شورای محل‌شان را ندارند. مردم برای بیرون کردن کسانی که وابسته به خارج بودند کسان دیگری را از خارج از ایران وارد کردند و حکومت را دست آنها دادند. بعدا انقلابیونی که سال‌ها در ایران بودند از ترس انقلاب به خارج فرار کردند.

انقلاب برای اثبات حقانیت خود از رفراندم و انتخابات استفاده کرد. پس از آنکه حقانیت خود را ثابت کرد هم جلو رفراندم را گرفت و هم جلو انتخابات آزاد را!

رهبران انقلاب هزاران جوان سی ساله بودند. آنها بعد از ۲۰ سال فهمیدند که اشتباه کرده‌اند. بنابر این وقتی ۵۰ سال‌شان شد و خواستند عاقلانه رفتار کنند دوباره گروهی جوان ۳۰ ساله سر و کله‌شان پیدا شد تا آنها بیایند دوباره سر کار و دوباره ۲۰ سال بعد به اشتباه‌شان پی ببرند.

انقلاب ایران جزء انقلاب‌هایی بود که کمترین خشونت را در پیش از پیروزی در آن شاهد بودیم. به همین دلیل هم انقلابیون سعی کردند بعد از پیروزی انقلاب این کمبود را جبران کنند.

مهم‌ترین حامی انقلاب فقرا بودند. به همین دلیل هم انقلاب سعی کرد به خاطر حفظ خودش، فقرای جدیدی تولید کند. انقلاب ایران قطعا توسط خداوند حمایت می‌شود وگرنه با این همه «حماقت و بلاهت» تا به حال صد بار باید ازبین رفته باشد. کسانی که سی سال است در شرایط انقلاب زندگی می‌کنند از آن متنفرند و کسانی که سی سال است از آن دورند گاهی از آن دفاع می‌کنند. اما بزرگ‌ترین نتیجه انقلاب ایران این بود که مردم فهمیدند انقلاب کردن چقدر کار غلطی است.»

بر گرفته از: رادیو فردا

۱۳۸۷ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

حمله به محمد خاتمی در راهپيمايی ۲۲ بهمن، باران


تعداد انگشت شمار اعضای گروههای فشارحامی احمدی نژاد با خود بی سيم و البته چوب به همراه داشتند و برخی از حاميان دولت نهم که هنگامی که شعار احمدی احمدی حمايتت می‌کنيم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمايتت می‌کنيم مواجه می‌شدند چوب‌های خود را به بالا برده بودند و برخی از آنها قصد حمله به خاتمی را داشتند که حاضران مانع از اين کار شدند

باران: حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمی که از بزرگراه يادگار امام(ره) راهپيمايی خود را در ميان انبوه هواداران و خبرنگاران رسانه‌های داخلی و خارجی آغاز کرد؛در ادامه مسير خود از ميدان حبيب الهی به سمت ميدان آزادی حرکت کرد.

در طی اين مسير لحظه به لحظه بر تعداد مشايعت کنندگان رئيس جمهور سابق کشورمان افزوده می‌شد و مردان و زنان و جوانان در طول مسير شعارهايی همچون صل علی محمد اميد ملت آمد، خاتمی خاتمی حمايتت می‌کنيم و خاتمی قهرمان اميد ملت بمان را سر می‌دادند و بارها برای سلامتی خاتمی و ياران امام صلوات فرستادند.

ازدحام جمعيت به قدری بود که تيم حفاظت خاتمی که بر خلاف برخی شخصيتهای مدعی مردمی بسيار اندک است با مشکلات فروانی مواجه شدند.

نکته قابل توجه حضور کمتر از ده نفر از اعضای گروه فشار در دقايقی از طی اين مسير بودند که تلاش می‌کردند با سر دادن شعارهايی چون مرگ بر ضد ولايت فقيه، مرگ بر منافق، مرگ بر خاتمی، دولت آمريکايی نمی خوايم نمی خوايم و.... حضور خاتمی را تحت شعاع دهند که هنگامی که برخی از مردم از آنها در مورد برخی مذاکرات محرمانه مسئولان دولت نهم با آمريکا، موضع گيری‌های حاميان احمدی‌نژاد عليه برخی مراجع، وعده‌های فراوانی که توسط اين دولت به مردم داده شد و تنها در حد وعده ماند پرسيدند مجبور به سکوت شدند.

نکته قابل توجه اين بود که تعداد انگشت شمار اعضای گروههای فشارحامی احمدی نژاد با خود بی سيم و البته چوب به همراه داشتند و برخی از حاميان دولت نهم که هنگامی که شعار احمدی احمدی حمايتت می‌کنيم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمايتت می‌کنيم مواجه می‌شدند چوب‌های خود را به بالا برده بودند و برخی از آنها قصد حمله به خاتمی را داشتند که حاضران مانع از اين کار شدند.

فشار جمعيت به حدی بود که تيم حفاظت رئيس جمهور سابق کشورمان مجبور شد برای کاهش جمعيت خاتمی را به يکی از ساختمانها مسير هدايت کنند، اما با گذشت بيش از يکساعت از حضور خاتمی در آن ساختمان هنوز هم جمعيت مشتاق متفرق نشده بودند.

نکته قابل توجه حضور برخی از خبرنگاران رسانه‌های اصولگرا بود که تلاش می‌کردند با جوسازی فضا را عليه خاتمی نشان دهند که مشاهدات مردم و اطلاع رسانی به موقع ساير خبرنگاران تلاشهای آنها را خنثی کرد.

۱۳۸۷ بهمن ۱۶, چهارشنبه

بالاترين Balatarin

بالاترین را فراموش نکنید

امروز مطلع شدم که محبوب‌ترین سایت لینک‌دهی جمعی ایران یعنی بالاترین با مشکلاتی مواجه شده است، از آبان سال ۸۵، یعنی همان نخستین ایام شروع کار سایت بالاترین، با این «خبرگزاری مردم» آشنا شدم، گرچه مدت‌ها قبل از راه افتادن این سایت، تجربه کار و مرور دیگ و کلون‌هایش را داشتم، اما دیدن یک سایت لینک‌دهی جمعی به زبان فارسی برایم بسیار جالب و نشاطآور بود.

این طور که پیداست و از یادداشت‌های «عزیز»، در فرندفید برمی‌آید، هکرهایی با انگیزه نامعلوم، مدتی است که سرور بالاترین، DNS آن و همچنین حساب Paypal اش را مورد حمله قرار داده‌اند.

در این ساعت‌ها و روزها و بعد از خاموش شدن ناگوار سایت «هفتان»، بسیار نیکوست که از بالاترین حمایت کنیم. ممکن است من و شما از لحاظ فنی نتوانیم کمکی کنیم، اما همین اندازه که در وبلاگ‌های خود در مورد بالاترین بنویسیم و بالاترینی‌ها را به پشتیبانی خود دلگرم کنیم، گام کوچک اما مهمی برداشته‌ایم.

لينك مطلب اصلي

----------------------

رادیو زمانه: آخر خبر کمی چرت و پرت نوشته. این بار حمله DoS نبوده. بالاترین در گذشته چندین بار مورد حملات DoS بوده ولی این بار قضیه دزدی دامنه سایت است.

گیرم که بالاترین را بستید با اندیشه های بالاترینی ها چه میکنید؟

بالاترین با حمایت کاربران خود زنده است!

حمله به بالاترین

بالاترین در جنگ: «گیرم که بالاترین را هک می کنی/ با رویش ناگزیر جوانه چه می کنی»

در راستای هک شدن بالاترین: بدبخت کسی است که با خاموش کردن صدای دیگران در تلاش است تا صدای مرده خود را زنده کند.

بالاترین رو هک کردی، امیدوارم پایینترین جات هک بشه هکر!

درخواستی از یک هکر عزیز

برای اون احمق هایی که بالاترین رو هک کردن متاسفم..من کسیم که منتقد سرسخت بسیاری مسائل اونجا بودم اما به صداقت مدیرانش اعتقاد تمام داشتم...”