۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

مردم عادی و فاجعه غزه


سوار تاكسی كه شدم راننده داشت میگفت: بابا ایول. بببین یه زن چطور این اسرائیلی های نامرد را عاصی و منتر خودش كرده.



– كدوم زنو میگی؟



راننده پشت فرمان جا به جا شد و گفت: همین خاله مشعل كه دمش خیلی گرمه دیگه.



مرد مسافر لبخندی زد و گفت: اول این كه زن نیست و مرده، دوم این كه اسمش خاله مشعل نیست و خالد مشعله.



- حالا هر چی ولی كارش درسته.



مسافر دیگری گفت: ما همیشه چراغمون به خونه حرمه و به دیگران روا. مگه نشنیدی كه گفگیر قیمت نفت به ته دیگ خورده و آوردن نفت سر سفره پیشكش كه از سال دیگه میخوان قیمت بنزینو آزاد كنن؟



مسافر دیگری گفت: ما كه رقمی نیستیم كه راضی و ناراضی بودنمون اهمیتی داشته باشه، خاله مشعل آقای راننده و آ سد حسن ازمون یه دفعه ناراحت نشن. گرونی هم شد كه شد. دلار هفت تومنی شد هزار تومن مگه آب از آب تكون خورد؟





راننده دستگاه صوتی اش را روشن كرد و خواننده خواند " به خدا رفته بودم سقا خونه دعا كنم........"



گفتم- آقا نگهدار همین جا پیاده میشم!



۱ نظر:

ناشناس گفت...

فکر مکنید طنز نوشتید و خنداندید.در همین کار هم یک اشکال حرفه ای دارید. بگذریم.
اما این حرفها و روشها نخ نما شده اگر مامور و مزدور نیستید بدانید وبلاگتان را در اختیار اسرائیل قرار داده اید.انشاا... با شارون ته جهنم محشور شوید